ناظم الاسلام كرمانى

459

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

شده مىباشند يكى مشير الملك است كه وزير مختار ايران در روسيه بود از حيث علم و تربيت بد نيست اگر بتواند تصرفى در كار پدرش بكند كارى از پيش خواهد رفت و الا كار خراب‌تر خواهد شد يكى ديگر از پسرهايش مؤتمن الملك است كه اين جوان هم با علم و با تربيت است از اين دو جوان كه يكى بسن بيست و دو سه سال است و ديگرى بسن بيست و نوزده اميدى هست چه هردو در مدارس جديد تحصيل كرده‌اند . امروز متحصنين تلگرافى بعلماء و مهاجرين مخابره كردند و به آنها رسانيدند كه بدون اجراء مقاصد و اشاره ما مراجعت نكنيد و فريب نخوريد جوابى كه رسيد از اينقرار است . تلگراف مهاجرين به متحصنين سفارت بتوسط جناب شارژدفر انگليس . بعموم علماء و تجار و كسبه متحصنين سفارت در جواب تلگراف شما اطلاع مىدهم كه آسوده‌خاطر باشيد . ما فريب نمىخوريم آنچه شنيده‌ايد و مىشنويد دروغ و ساختگى است تا مقصود به عمل نيايد و تأمين از طرف سفارت انگليس و اطمينان به من ندهند حركت نخواهم كرد بجاى خود آسوده بمانيد بيش از اين نميگويم خواهش دارم اين مطلب را فورا به تجار و كسبه برسانيد . امضاء سيد عبد اللّه از قم خبر رسيد كه دولت با علماء اعلام در گفتگوى تلگرافى مىباشد كه ما بعض از آن تلگرافات را در اينجا درج مىنمائيم . عضد الملك هم آقايان را مانع از رفتن بعتبات گرديد و آنچه لازم بود تلگراف كرد معين حضور كه از اجزاء انجمن مخفى بود و در سفارت‌خانه بود امروز رفت در مبارك‌آباد كه بداند عزل عين الدوله بواقعى است و يا دروغ و غيرواقع است پس از ورود بمبارك‌آباد ديد كه جز حاج مشير لشكر و امير خان سردار برادرزاده عين الدوله و اعظام الممالك احدى اطرافش نيست پس از ملاقات عين الدوله رو كرد به معين حضور و گفت معين حضور براى چه آمدى اين‌جا مگر نميدانى من از كار افتاده‌ام . معين حضور گفت در زمان صدارت مرا تمام كردى و هستى مرا گرفتى آمده‌ام كه دو كلمه نوشته به من بدهى كه من سندى در دست داشته باشم عين الدوله گفت من چيزى نمىنويسم ديگر از شر من خلاص شديد برويد نزد رئيس الوزراء و آنچه مىخواهيد از او بخواهيد و بگيريد معين حضور گفت اميدوارم چنان كه مرا تمام كردى خداوند تو را تمام كند و من ديگر آرزوئى ندارم و خداوند دعاى مرا مستجاب كرد و مرا و امثال مرا از شر تو خلاص نمود . اعظام الممالك گفت جناب معين حضور امروز آمدى كه حضرت و الا را شماتت كنى معين حضور گفت من آمده‌ام كه اتمام حجت كنم كه حضرت و الا شايد متنبه و متذكر شود .